![]() |
![]() |
|
| یا علی گفتیم وعشق آغاز شد ... |
![]() |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 13:53 توسط {س.ف} |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 13:53 توسط {س.ف} |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 13:51 توسط {س.ف} |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 13:50 توسط {س.ف} |
|
|
چشمان تو
مرا در تاریـکی چشــــمانت |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 13:21 توسط {س.ف} |
|
|
من... تو... *من و تو*
2/10/86 اسمون سرد و تیره کوچه باز تنگ وباریک دل من گرفته اما خونه باز بی نوروتاریک *** غم من چون شب یلدا بیشتر از شبای دیگست حرف یکشب و دوشب نیست دل من خیلی شکستست *** چشم من بارونیه تا پاک کنه غصه وحسرت دل من پاکه وهیچ وقت توی اون نبوده نفرت *** کاش میشد اروم بگیرم تو شبای بی ستاره چشم به راه تو بمونم اخ که دل چه بی قراره *** اگه شعرم و بخونی می بینی خیلی غریبم تو قفس نیستم من اما توی چنگ دل اسیرم ***
وقتی که تنها می شم من می شنوم صدای پاتو صدای خندیدناتو صدای لالایی هاتو *** حالا که فکر میکنم من می بینم که تنها نیستم فقط یک دلیل می ارم: چون،همیشه با تو هستم *** حالا باز من موندم و دل با یه دنیا عشق و مستی باید اما من بشویم از دلم رخوت وسستی *** بیا تا برات بگم من: اگه دنیامو بگیری اگه که هر چی که دارم همه رو ازم بگیری نمی تونی تو بگیری از دلم دوستت دارم رو گوش ندی به من که میگم جمله فدات بشم رو *** پس بیا مثل همیشه بریم تا کنار ابرا بازم منتظر بشینیم به طلوع صبح فردا |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 13:18 توسط {س.ف} |
|
|
بی بهونه
وقتی از تموم عالم یه جوری دلم گرفتست رو میارم به تو خوبم،اخه عشقت چیز دیگه ست تو میشی سنگ صبورم،توی غم تو ناامیدی پاک میشه از دل و جونم،همه نفرت و پلیدی اخه تو هستی همیشه،مرهم غم ها و دردام با خیال تو میشینه هر چی عشقه توی چشمام پس منم باید یه جوری که بشم سنگ صبورت تا،تو این دنیای نامرد،نشکنه دل و غرورت اگه تو همه غماتو بدی به این تن خسته قول می دم کاری کنم تا، نکنن بالهاتو بسته حالا اینجوری می تونی، برسی به ارزوهات تا منو داری نبینم،بخوری غصه دردات! درد تو درد منم هست،می کنه منو دیوونه تو بیا با کمک هم،بکنیم غم و روونه دوتایی با دستای هم ،می سازیم یه اشیونه می مونیم با هم همیشه،پس: بهونه بی بهونه!!! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 13:17 توسط {س.ف} |
|
|
کی می تونه؟
سرتو،بذار رو شونم ،تا بهت بگم:عزیزم؟ اگه تو نباشی من هم ،دنیارو به هم می ریزم بی تو غمگین،بی تو خسته،بی تو خاموش و مریضم بی تو هر لحظه و هر دم،با زمونه در ستیزم هستی ام؟اگه نمونی،دیگه من هیچی ندارم بعد از این رو شونه ی کی دیگه باید سربذارم؟ حک شده اسم قشنگت ،روی پیشونی نوشتم نمی رم من به جهنم،اخه من با تو بهشتم مهربونم؟واسه بودن،تو فقط هستی بهانه این تو هستی که دلیلی واسه گفتن ترانه بی تومن دل نگرونم،با تو اروم و قرارم بی تو پاییزو خزونم،با تو من همش بهارم نازنین؟دنیارو گشتم ،تا اینکه به تو رسیدم واسه ی بودن با تو ،از همه دنیا بریدم حتی من یه تار موتو به همه دنیا نمی دم کی می تونه بی نهایت خوب باشه؟به جز حمیدم؟ بهترین؟اینارو می گم تا بیای واسم بخونی اخرین حرفم و می گم،تا فقط اینو بدونی: اگه روزگار بذاره، واسه ما یه اشیونی همه ی دنیامو می دم،تا فقط باهام بمونی!!! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 13:13 توسط {س.ف} |
|
|
دلم می خواد...
دلم می خواد عشقمونو تو کوچه ها داد بزنم بگم:اره من عاشقم،عشقمو فریاد بزنم دلم می خواد که چشمامو قربونی لبات کنم فقط بگی دوستم داری،هرچی دارم فدات کنم دلم می خواد هرچی که هست همش به نام تو باشه سهم منم از زندگی فقط نگاه تو باشه دلم می خواد داد بزنم هیچکی حمیدم نمی شه واسه دل خسته ی من هیچ کسی مرهم نمی شه دلم می خواد که شونه هات فقط پناه من باشه اون قلب مهربون تو فقط به نام من باشه دلم می خواد که دنیارو با عشق تو تکون بدم واسه یه بارم که شده احساسمو نشون بدم دلم می خواد بدی هامو با خوبی هات پاک بکنی هرچی که غم تو سینه ته با غصه هام خاک بکنی دلم می خواد که تا ابد این دل من تو رو بخواد جسارته ،اما میشه دل تو هم منو بخواد؟ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 13:12 توسط {س.ف} |
|
|
خواستم بگم
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 13:5 توسط {س.ف} |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1387 |
| آرشیو موضوعی |
|
عکس |
|
RSS
|